2777
2789
عنوان

دردمو به کی بگم

220 بازدید | 14 پست

شوهرم یه معامله اشتباهی کرده و ضرر کردیم به مامانم گفتم پول بهم قرض بده گفت شوهرت همه چیو انداخته گردن تو جهاز عقد نامزدی...سر همه اینها هرکار کردم نصفه دیگه جهاز و عقد و نامزدی و سیسمونی رو بدم نزاشت حالا اینجوری میزنه تو سرم

تو این چندسال همیشه به رخم کشیده خدایا ....خسته شدم اونقدر گریه کردم های های که نگو

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

عزیزم نمیتونم بگم ناراحت نباش خیلی بده ادم مادرش ک پشت و پناهشه حمایتی دریافت نکنه انشالله خدا ب دلت ارامش بده

ما که در سایه ی خورشید معذب بودیم ، چشممان کور سزاوار همین شب بودیم ...  از ماست که بر ماست ...

ولی به قول دستمون بزار شوهرت خودت مشکلاتشو حل کنه من تو این زندگیم وزندگیه سابقم ازاین دلسوزی ها زیاد کردم شوهره سابقم رفت خیانت کرد این شوهرممم تالان هیچ کوهی نخورده واسم عروسی من خودم گرفت جهیزیه و....هیچی نداره بعد ماه نهم بارداریم درحد مرگ کتکم زد چند روز پیشم مادرش وخودش بچمو گرفتن انداختنم بیرون دلت به حال خودت بسوزه وبس مادر بد بوشو نمیخاد دلسوزی بیجا نکن

به خاطر اشتباه شوهرت از هیچکس طلب قرض نکن بزار خودش حل کنه ناراحت نباش 

اره ولی خیلی بد مخمصه ایم این حل شه به درک میفرستمش برو بابا کی قدر میدونه آخرم بدهکارشم

ولی به قول دستمون بزار شوهرت خودت مشکلاتشو حل کنه من تو این زندگیم وزندگیه سابقم ازاین دلسوزی ها زیا ...

عزمزم....والا نمیدونم هیچی نداشتیم مامانم توقع داشت برم به پسر شاه ازدواج کنم خودشون چی بودن که اینقدر از بالا به شوهرم نگاه میکنه...ای بابا خوش بحال خوش شانسها

گاهی اوقات مادر آدم از مادرشوهر زخم زبون هاش نیش دار تر میشه ولی چه میشه کرد مادراست دیگر

آره والا مامان من فقط زورش به من میرسه نتونست زندگی کنه منوبدبخت کرد خودشو خونوادش

عزمزم....والا نمیدونم هیچی نداشتیم مامانم توقع داشت برم به پسر شاه ازدواج کنم خودشون چی بودن که اینق ...

اره دقیقا زندگی فعل وسابقم رو توقعات بی‌جای خانوادم دلم سرد شد مدام از قد هیکل خانوادش ایراد میگیرفتن 

اره دقیقا زندگی فعل وسابقم رو توقعات بی‌جای خانوادم دلم سرد شد مدام از قد هیکل خانوادش ایراد میگیرفت ...

بخدا اونقدر همسرم مامانمو دوست داره از  من بیشتر هرجا بخواهیم دوتایی بریم اونم کشون کشون میبره باز مامانم چشم و ابرو میاد خوب همسرم ایراد داره گاهی تیکه میندازه و تخیلی حرف میزنه ولی مامانم رو خیلی دوست داره اونوقت پسر فلان فامیل که معتاده و دختر بازه و کار نمیکنه و درس نخونده چون خوش تیپه رو میپسنده و اونقدر جلو همسرم قربون صدقه اون میره چندبار همسرم به روی مامانم آورد. نه بابا آدم باید شانس داشته باشه بعضی‌ها واقعا بچه هاشون رو بی چشمداشت دوست دارن اینم شانس منه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792