2789
عنوان

دعوتیم؟

138 بازدید | 15 پست

 بچه ها  من همونم که گفتم مامانم خیلی فرق میزاره بین من و خواهرم ، حدود یک ماه و نیم پیش خونه مامانم اینا بودیم یهو یاد یکی از وسایلم افتادم که اونجا بود و یادم رفته بود ببرم خونه خودم بعد تا گفتم میشه اونو برام بیارید خواهرم داد و بیداد ورد که دزد خودتی تو اوکی بردی در صورتی که بخدا نبرده بودمش ، مامانمم پشت خواهرم رو گرفت ، من و شوهرم اونشب زودتر بلند شدیم و برگشتیم ، بعد اون ۲ بار زنگ زدم که اوضاع رو درست کنم ولی مادرم همش طرف خواهرم در اومد و بیخود باز کش داد ، الان یک ماهه اصلا نه بهم زنگ زدن نه هیچی ، حالا برای یلدا چیکار کنم باید وایسم دعوتم کنن؟

واقعا مادرته؟؟؟من مادرم فوت شده نامادری دارم همش فک میکردم مامانا همه خوبن

هی گفتم زنگ نزنم بلکه دلش تنگ بشه عین خیالش هم نیست اگه یلدا دعوت نکنه کلا فک کنم همه چی خیلی بدور میشه الانم شوهرم ناراحته میگه اینهمه هواشو داشتی چرا اینجوری کرد

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



تازه ازدواج کردی؟ من اوایل ازدواجم همچین اتفاقی برام افتاد جا مدادی نبرده بودم با خودم گفتم بهشون خواهرام بهشون بر خورد گفتن حالا هر چی هست و نیست میخوای بار کنی ببری؟ شوهرم انقدر ناراحت شد گفت یه جامدادی مگه چیه به زبون آوردی درحالی که اصلا فکرشو نمیکردم یه همچین عکس العملی ببینم 

اگر شرایطش رو داری، خودت دعوتشون کن؛ اگرنه، بنظرم خودت تماس بگیر و سر صحبت رو باز کن. نذار بینتون فاصله بیفته،  حالا کاری با یلدا ندارم، کلا نذار بینتون شکرآب باشه عزیزم

  صلوات برای ظهور یادت نره خانومی  سعی میکنم جوری باشم که امام زمانم ازم راضی باشن  
اگر شرایطش رو داری، خودت دعوتشون کن؛ اگرنه، بنظرم خودت تماس بگیر و سر صحبت رو باز کن. نذار بینتون فا ...

خوب من بعد اون شب ۲ باره دیگه زنگ زدم اما مامانم خیلی بد برخورد کرد حتی تیکه انداخت گفت واقعا مکالمه لذت بخشی بود و هی خندید و مسخره کرد 

خوب من بعد اون شب ۲ باره دیگه زنگ زدم اما مامانم خیلی بد برخورد کرد حتی تیکه انداخت گفت واقعا مکالمه ...

عزیزم مادرته، مطمئن باش ته دلش با توئه

  صلوات برای ظهور یادت نره خانومی  سعی میکنم جوری باشم که امام زمانم ازم راضی باشن  
خوب پس چرا جور دیگه نشون میده؟ جلو شوهرم ابرو نمونده برام 

چون متوجه حس بدی که واسه تو ایجاد کرده، نیست. رابطه تون که خوب شد، خصوصی بهش بگو بنظرم

  صلوات برای ظهور یادت نره خانومی  سعی میکنم جوری باشم که امام زمانم ازم راضی باشن  
چون متوجه حس بدی که واسه تو ایجاد کرده، نیست. رابطه تون که خوب شد، خصوصی بهش بگو بنظرم

 اتفاقا بارها گفتم ، من خواستگاریم رسمی یود و خیلی زود ازدواج کردیم یهو از یه خونه شلوغ اومدم اینجا تا شب که شوهرم بیاد تک و تنهام افسرده شدم هر وقت بخ مامانم زنگ زدم میگه وای چقدر حرف میزنی برم به کارام برسم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792