یه خواهرایی میشناسم که سال به سال واردخونه هم نمیشن ...میگن خجالت میکشیم ...نه داداشانه خواهراواردخونه هم نمیشن ...فوقش دوساعت سربزنن...
عجیبتراینکه دختری توفامیل داریم خیلی خجالتی بود وروابط اجتماعی زیرصفرباخودم میگفتم هیچکی طرف این نمیره...خدامنوببخشه زشت هم بود وخیلیافکرمیکردن سندرم داره ...ازدواج کردبچه دارشد....شوهرش خیلی ازش سرتره...هرکی میشنیدازدواج کرده تعجب میکرد...
یااینکه شش ماه شش ماه سرزدن به خونه مادربااینکه امکاناتشوداری سربزنی
دختراش بدون جهازرفتن ...تحصیل زیردیپلم بودن ...روابطشون زیرصفر...اما دومادا خونه ماشین کارمنداخلاق وجهه اجتماعی ...خداشانس بده ...بخداازدعاهایی که اوناخوندن ماهم میخونیم امادریغ ازنگاه خدا
حق دارم وقتی حسودی کنم ...چرابقیه بعدیختی به جایی میرسن من نه....