یاد به خاطر قدیمی افتادم
من هم مدتی درگیر این بی منطقی بودم
طرف هر جا میرفتیم دنبالمون می اومد بعد میگفت استوری نذارین کسی بفهمه ها
اون کسی دامادش بود بهش برمی خورد چرا مثلا ما رفتیم رستوران به اون تعارف نزدیم 😅
هیچی دیگه طرف رو کلا گذاشتیم کنار از بیرون رفتن و تفریح هامون