بعدازظهر از دانشگاه اومدم خونه تا درس بخونم
خونمون اینقدر کارا زیاده به خدا آشپزخونه خیلی شلوغ غذا باید درست کنم باز اون داداشم آبله مرغون گرفته باید وسایلاشو جدا کنم حواسم باشه ما نگیریم 😕😕
چقدر کار و دردسر
درسامم هست زبانم باید بخونم
این جوری جنازم به درسا میرسه از خستگی