کلینیک دندون پزشکی بودیم با نامزدم ، یه دختر خانم زیبا جزء پرسنل اونجا بود ، دیدم نامزدم هی چند بار اونجا رو نگاه میکرد ،حس کردم اون دختره رو نگاه میکنه .
خانوم و آقای عزیز به❌هیچ عنوان❌درخواست دوستی ندین هیچ تمایلی به دوست شدن با کسی اینجا ندارم علاوه بر رد دوستی توی اعلانات هم پاک میکنم. اگه جوابت رو نمیدم حوصله بحث کردن با آدم های بیکار و توهمی رو ندارم.
شوخی کردم گلم...اون موقع کار خاصی نمیشه کرد بعدش همش بگو انقد از مردای چشم چرون بدت میاد و ادم خوبه چشاش سیر باشه و بتونه خودشو کنترل کنه وگرنه مرد نیست و این چیزا
والا منم رفتم دندون پزشکی دستیار و منشی دکتر انقدر زیبا و خوش اندام و شیک و باربی بودن چشم ازشون برنمیداشتم ...و اینم میدونم اگه شوهرم اونجا بود من دق میکردم😅
غنچه با دل گرفته گفت: زندگی ... زندگی لب ز خنده بستن است گوشه ای درون خود نشستن است ... گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است با زبان سبز راز گفتن است ... گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد... تو چه فکر میکنی کدام یک درست گفته اند من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است هرچه باشد او گل است ... گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است "قیصر امین پور"