2777
2789
عنوان

ناراحتم

66 بازدید | 1 پست

 ی رفیقی داشتم 7سال باهاش بودم یچی‌ شد با پسری ک من اول باهاش آشنا شدم اون ازدواج کرد/کلا تو نخ پسرایی بود ک من باهاشون آشنا میشدم/

خلاصه خیلی ناراحت شدم این دختره هم اصلا ب کتفشم نبود منو 

ازدواج کردن .. حتی بهم نگف 

کلا تایمی ک باهم بودیم من چقدر بهش انرژی میدادم تشویقش میکردم بره کلاس آرایشگری انگیزه بهش میدادم اون کاردانی ول کرد نشست خونه همش بمن میگف خوشبحالت ت میری دانشگاه من بیسوادم اون موقع من لیسانس ادامه میدادم . همیشه هم دعا می‌کرد باهم ازدواج کنیم ازین ک من زودتر ازدواج کنم ناراحت میشه 

ولی من برعکس دعا میکردم میگفتم خدا کنه این زودتر شوهر کنه ک اگ من شوهر کردم حسادت می‌کنه ..

الآنم با همون پسری ک اشناش کردم انگار افتاده ت عسل 

خودشم کار آرایشگری و ابجیاشم دیگ رفتن ت همین حرفه کلا پیشرفت کردن 

من ک اولش چقدر غصه خوردم دوستم اینطوری کرد باهام بعد خودم دلم تنگ شد رفتم سمتش اون هیچ 

همون اوایل من تونسم یحا کار پیدا کنم ولی بسختی از چیدمان شروع کردم خیلی اذیت شدم آخرش صندوق دار شدم.. همین ک ی درآمدی داشتم خوب بود ولی خب خیلی اذیت شدم یباردیگ من با همین دوستم صحبت کردم بهش نگفته بودم سرکارم همین ک گفتم . هفته بعدش بمن گفتن اسمت در آمده تعدیل شدی ... آخرش همکاران زیرآب زدن مجبورشدم استعفا بدم.. 

کلا من همش بدشناسی و اینا همش سراغم میاد واقعا نمی‌خوام آدم حسودی باشم ولی این ک خودم اینطوری ولی دوستم با پسری ک خودم باعث شدم آشنا بشه و اونطوری باهام رفتار کرد و خیلی بنظر خوشبخت تر از من هس باعث ناراحتیم میشه چون همش بدشناسی عقب افتادم از همه چی ن شوهر ن شغل خوب هیچی هرکسی هم میاد سمتم قصد ازدواج نداره .نمیدونم مشکل چیه چشم خوردم؟

از بچگی انگار همینه داستان همش تنهایی بدشناسی بی پولی .. 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792