بچها عروسی پسرعمومه
نمیرم
دلم گرفته....خوشبحال زنش
بین من و پسرعموم چیزی نبوده اما حسودیم میشا ک چرا اونو انتخاب کرده ک غریبست ..مگه مت چی کم داشتم
تنها وخترعموش بودم ک همه پشت سر میگفتن میاد خواستگاریم
اما نیومد
منم ب عشقم بنا ب دلایلی نرسیدم
حالن بده
یه چی بگین اروم شم
همش فک میکنم کاش عروس عموم میشدم و منم عین اون دختر مثل ملکه ها باهام رفتار میشد