2777
2789
عنوان

دل شکستن

113 بازدید | 19 پست

سلام خانماخوبیدما بالای خونه مادرشوهریم. بعد بچم و بعدیه هفته بردم بیرون اومدیم اخم. وتخم مادرشوهرو غرغر انقدر دلم شکست خیلی خودمم یتیمم 😔میخام نفرینش کنم بمیره 😔من که جایی نمیرم میرم خونه خواهرم یا هم بچم میبرم بیرون. جلو جاریم منوضایع کردیه ساعته اشکم بندنمیاد انقدر به شوهره گفتم بامادرت خونه نساز اینم بیا. رفت وامدمون هم کنترل میکنه بنظرتون چکارکنم نفرینش کنم 😐

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

خیلی دلم شکست اشکم بندنمیادیعتی من بیزون میزم باید ازاون اجازه بگیرم چه بدبختی بخدا

نه عزیزم تو برو چیکار به اون داری

بذار هر حرفی بزنه برات مهم نباشه

یه جوری رفتار کن که اصلا نه می بینیش نه صداش رو میشنوی

صدای قلب من چرا...غمت نمی کشد مرا...چرا هنوز ادامه داری...🖤

عزیزم😔

اول خام حرف شوهره شدم طلاهام وارثیم ودادم برا خونه سازی درسته نصفش به نامم. این مادرشم باید تحمل کنم خدا بگم چکارش نکنه من که راضی نیستم همون دنیاهم باید جواب بدهذ

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   فرشته_خاطرات  |  18 ساعت پیش
توسط   dina2000  |  18 ساعت پیش