من تو یکی از مناطق خوب ی شهر بزرگ ازدواج کردم و زندگی میکنم
واقعا میگم مادرشوهر من هم کارمند ی جای خیلی خوب بود هم همیشه خونشون جای خوب بوده اما طرز تفکر مدل زندگی از خیلی از روستایی های مناطق محروم کشور بدتره توی شهر خودمون خیلیا بهتر زندگی میکنن دلشون خوش تره و صمیمیت بیشتری باهم دارن
هیچ وقت من ک غریبم رو مهمون نمیکنه یا چیزی برام نخریده خرید عروسی جشن عروسی و هیچ کدومم نداشتم
در صورتیکه که هر عروسی حداقل یکیشو داشته
خیلی دلمو تو این شهر شکستن منم که نه خانواده مم بودن ن کسیو داشتم ن دوستی داشتم همیشه با خدا درد و دل کردم
شاید اگر توی شهر خودمون یکی از مرکز استانهاست و شهر بدیم نیست ازدواج میکردم خیلی خوشبخت تر بودم
به هوای شهر بزرگ فکر کردم چ خبره
حالا توکل بخدا برام دعا کنید از این جا ب بعد زندگیم خوب بشه
اینم تجربه ی من برای بقیه ست گفتم شاید ب دردتون بخوره