با یکی از هم کلاسی هام هم دانشگاهی شدم
دلم خوش بود برم دانشگاه کسی منو نشناسه از نو شروع کنم ... این هم کلاسیم هی دستور میداد فلان کارو بکن بهمان کارو بکن منم دیگه تو روش وایسادم الان رفت تمام راز های من اطلاعات خانوادگیمو به همکلاسیام و هم اتاقیام گفت آبروم پیششون رفت یه جوری با ترحم نگام کردن😭 حس میکنم دیگه بینشون تبدیل شدم به یه ادم بی ارزش
از اون موقع دراز کشیدم زیر پتو دارم گریه میکنم
چرا بعضی آدما اینطورین الان با خورد کردن من چی بهت دادن آخه💔 تورو خدا دعا کنین دیگه اونو نبینم کاش انتقالی بگیره بره شهر دیگه