شوهرم یخورده پرتقال گرفته از اینا ک خیلی هسته داره بعد بچه نمیخوره مهد هم میره بخوام هسته ها دربیارم به میشن
اونشب دم ی مغازه گفتم وایسو دو کیلو از این بدون هسته ها بگیر برا مهد بچه
با ی داد بیدادی پیاده شده و خریده و انقد گفته تو اینا یاد بچه میدی مگ بچه باید همه چیز همون جور باشه ک دوسدارم تو ی مرگی داری ک با پول خرج کردن میخوایی خودتو خالی کنی والله غیر خرید خونه من هیچ خرجی ندارم حتی کرمم چند وقته تموم شده جرات ندارم بگم بهش ن ک نداشته باشه داره ولی واسه سرکارش خوب خرج میکنه
اونشبم تو ماشین اونقدر داد بیداد کرده بچه گریه افتاده بعدم بچه میگه از دعواتون ب کسی چیزی نمیگم