واقعیتش اینه که پیش دوستام حس خاصی ندارم و اصلا کنارشون خوش نمیگذره تو دانشگاه همش عصبی میشم
انقدر کم حوصلم ک فکر میکنن دور پی ام اسمه😂 کتاب هم میخونم بزووور بیشتر پای درسامم ولی میدونی فایده نداره میخوابم بیدار میشم همه کاری میکنم ولی هرروز دارم بهش فکر میکنم ک چرا نباید تمومش کنم
انگار همه ی فکر و خیال ها توی یک چشم به هم زدن جمع بشن درون جسم واحدی که ازش هیچ راه فراری نیست.