من سه ساله نامزدم
اون ی منطقه تورک نشین زندگی میکنه و من تهران
ی رفیق صمیمی داشت ک با یه زن مطلقه ازدواج میکنه بعد یک سال میخواد از زنش جدا بشه چون زنه روانی بوده مشکل داشته اینو اذیت میکرده اینم هرچی داشته میفروشه فرار میکنه میره ترکیه
نامزد من ازش پرسیدم گفتم تا حالا زن اینو دیدی گفت ندیدم ولی بقیه دیدن گفتن حیلی ضایعس و ..
دیشب ب من زنک زده ک حرف بزنیم یهو اون زنه بهش ریکوست میده بعدم بهش پیام میده تا پیام میده این بهم میگه وای زنه بهم پیام داد
من ریختم بهم گفتم تورو از کجا میشناسه گفتم تو چطوری فهمیدی زن اونه از کجا انقد سریع شناختی ایدی اونه
گفتم چی پیام داده گفت باز نمیکنم ضایعس گفتم باز کن انجام نداد تلفن و قط کردم