خانما لطفا اگه اعتقاد ندارین ممنون میشم تایپکو ترک کنید
من یه جاری دارم به ظاهر خیلیی خوب بود مثل خواهر باهام رفتار میکرد برادر شوهرمم خیلییی هوای شوهرمو داشت مثل برادر بود برام خیلیییی خوب بود اما یهویی برادرشوهرم بدون هیچچ دلیلی باهامون قهر کرد و گفته بود خوشم از داداشم و زن داداشم نمیاد بدون هیچ دلیلییی خلاصه جاریم اخلاقش عالی و در ارتباط بود باهام یهویی از اون زمان شوهرم عوض شد بدون دلیل دعوا میکیردیم روز به روز برکت خونمون از بین میرفت ووو
تا اینکه برادرشوهرم به همسرم گفت خوشم نمیاد باهاتون حرف بزنم و رفت امد داشته باشم گفته بود زنمو نبین اخلاقش خوبه با زنت هر روز بد زنتو میگه و مواظب خودتون باشین ( مادر جاریم دعانویسه)
خلاصه باورم نشد تا اینکه شنیدم همون جاریم ک مثل خواهر بودیم هزارتا حرف گذاشته زیر زبونمو ووو
بدون هیچ دلیلی بین دو برادر خراب شد و منم شدم آدم بده
خونم همش شده دعوا بدون دلیل محتاج هزارتمن شدیم
باور نمیکردم تا اینکه جاریم با خواهر شوهرم دعواش شده بود و از دهنش پریده بود ک زندگی من و شوهرمو میخاد خراب کنه و به شدت جاریم اهل دعاست
چیکار کنم ک مثل قبل بشیم لطفا اگه تجربه ای دارین کمکم کنید بخدا دیگه کم آوردم محتاج هزارتمن شدم با وجود اینکه وضع زندگیمون عالی بود دستمون به هیچیییی نمیره برای هر کاری میریم کارمون درست نمیشه