ده ساله زندگی میکنیم باهم از همون اول ب اجبار بود چندبارم خواستم جدا بشم خونواده نذاشتن افسرده شدم فقط روزارو شب میکنم اصلا ب زندگی اهمیت نمیده فقط کارش خسیسه برای خونه و زندگی بخاطر خانوادش کلی اذیتم کرده قبلاً ی سرگرمی جایی هم بخوام برم فقط میگه ندارم ی پارک بخوام با خواهرم عکس بگیرم قهر میکنه دوسش ندارم اصلا حال زندگیمون باهم خوب نیس ی زندگی بی عشق و سرد
فقط خوبیش اینه روزا تنهام ویژگی خوبم همینه