2777
2789
من نمیدونم ماجرا چی بوده که بتونم بهت کمک کنم اما یه چیز رو خیلی خوب میدونم همه ما اشتباه میکنیم به ...

ماجرا این بود من با پسری که عاشقش بودم فرار کردم 

ولی مامانم چون از بچگی منو دوست خودش میدید و همیشه تنها بود و هیچ کسیو نداشت ، منو یه جورایی یار و همراه خودش قرار داده بود

   الان حس می‌کنه خیلی ضربه دیده دقیقا مثل این که من بهش خیانت کردم .

البته نمیگم این وسط خودم مقصر کارم که بعضی جاها گولش زدم ، چون ازش میترسیدم 

مثلا می‌گفت با پسره میحرفی میگفتم نه 

در حالی که تقریبا 6 ماه تمام با پسره یواشکی حرف میزدم 

مامانم میخواست ادامه تحصیل بدم و برم دانشگاه

الان که میبینه ازدواج کردم و نرفتم دانشگاه میگه همه زحمت هامو هدر دادی و فلان

من با مامانم بدترییییییین دعواهارو کردم حرفایی زدم که خودم آب میشم وقتی بهشون فکر میکنم شدیدترینشم ...

دقیقا

ولی من حتی بعضی وقتا سکوت میکنم و اون هر حرفی که تو دلش هست رو می‌ریزه بیرون 

منم می‌خوام تخلیه شه فقط

ناراحت شدن خودم یا بی احترامی بهم مهم نیس 

فقط نمیخوام اون نفرین کنه که بعدا تو آینده زجر بکشم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ماجرا این بود من با پسری که عاشقش بودم فرار کردم  ولی مامانم چون از بچگی منو دوست خودش میدید و ...

مادرت واقعا حق داره...
تو بهش خیانت کردی!
اگه جاتون برعکس بود چی؟
اگه تو همیشه مادرتو دوست خودت میدیدی و یهو یه همچین کاری باهات میکرد...ایا خودت میتونستی ببخشی؟

زندگی یعنی: یک سار پرید....از چه دلتنگ شدی؟    دلخوشی ها کم نیست مثلا این خورشید🌟🍃
مادرت واقعا حق داره... تو بهش خیانت کردی! اگه جاتون برعکس بود چی؟ اگه تو همیشه مادرتو دوست خودت میدی ...

من واقعا خیلی اذیت کشیدم و همین الانشم از لحاظ روحی داغونم 

من 19 سالمه ولی درونم انگار50 سالشه

قلبم انقد سنگینی می‌کنه که می‌خوام درش بیارم بندازمش دور 

به قرآن هر شب کارم گریه هست

دلم میخواد خود خدا بشینه پای حرفام ، داد بزنم ،

لا اقل بگه کجای کارم اشتباه بوده 

فقط اشتباه من اونجایی بوده که دلم بی خود به بعضی ها سوخته 

قبل اینکه حرف قلب خودمو بشنوم ، مال دیگران رو شنیدم 

من واقعا خیلی اذیت کشیدم و همین الانشم از لحاظ روحی داغونم  من 19 سالمه ولی درونم انگار50 سالش ...

خودتم قبول داری اشتباه کردی؟

زندگی یعنی: یک سار پرید....از چه دلتنگ شدی؟    دلخوشی ها کم نیست مثلا این خورشید🌟🍃
خودتم قبول داری اشتباه کردی؟

اره قبول دارم

درسته اصلا و ابدا مادر و پدرم قبول نمی‌کردن که من با این پسر ازدواج کنم ولی منم نباید فرار رو انتخاب میکردم 

من هر چه قدر به نامزدم گفتم صبر کن من حداقل برم یه سال دانشگاه ، بعد با هم ازدواج کنیم 

اصلا قبول نکرد که نکرد ، بعدشم گفت اگه منو دوست داری باید بیای فرار کنیم 

اون همیشه فکر میکرد قرارع منو ازش بگیرن ، چون خواستگار داشتم . 

حالا حالا ها مامانم دست برنمیداره از اون موضع 

من درکش میکنم که قلبشو شکستم یعنی در حدی شده که میگه همه چیز تقصیر منه

ابجیم مریض میشه میگه تقصیر توعه

خودش حالش بد میشه میگه تقصیر توعه

هر چیز کوچکی هم که باشه منو مقصر می‌دونه 

اره قبول دارم درسته اصلا و ابدا مادر و پدرم قبول نمی‌کردن که من با این پسر ازدواج کنم ولی منم نباید ...

:)))
میدونی...همه ما اشتباه میکنیم...تو هم اشتباه کردی و یجورایی به مادرت خیانت کردی
حالا دلیل اشتباهت ممکنه هرچیزی بوده باشه...
بنظرم با هر شب گریه چیزی درست نمیشه:))
یه سوال
الان میتونی بری دانشگاه؟
گه میتونی برو...اگه نمیتونی تلاش کن شرایطو جوری تغییر بدی که بری دانشگاه
بذار مادرت هم دلش خوش باشه...
اشتباه کردی...گذشت و رفت
جبران کن
زندگی هنوز ادامه داره...

زندگی یعنی: یک سار پرید....از چه دلتنگ شدی؟    دلخوشی ها کم نیست مثلا این خورشید🌟🍃
:))) میدونی...همه ما اشتباه میکنیم...تو هم اشتباه کردی و یجورایی به مادرت خیانت کردی حالا دلیل اشتبا ...

خیلییی ممنونم ازت 

خدا هر چی میخوای بهت بده 

واقعا با حرفات آرومم کردی

ولی راستشو بخوای نامزدم اصلا با دانشگاه موافق نیس

حالا بماند دلایلش چیه

ولی راضی نیست برم 

برا همین منم دور دانشگاه رو خط کشیدم 

حتی مامانم اینا خیلی می‌خوان من برم ولی اون نمیزارع

راستش خودمم زیاد با دانشگاه موافق نیستم چون از اولش درس بزور توی ذهنم میموند

دوست دارم درس بخونم ولی آخرش که چی؟

مگه میشه با این وضعیت کاره ای هم شد؟


:))) میدونی...همه ما اشتباه میکنیم...تو هم اشتباه کردی و یجورایی به مادرت خیانت کردی حالا دلیل اشتبا ...

میشه یه سوال ازت بپرسم؟

اول اگه میشه بگو ازدواج کردی؟

بعدش میخواستم ببینم اطلاعاتت راجب همسر داری چقدره که یه سوال کوچیک داشتم

خیلییی ممنونم ازت  خدا هر چی میخوای بهت بده  واقعا با حرفات آرومم کردی ولی راستشو بخوای ...

بله میشه با این وضعیت کاره ای هم شد...
میدونی این حرفها حرفهای سرکوبگریه...
درس بخونم که چی؟ برم دانشگاه که چی؟
من بهت میگم خب باشه درس نخون دانشگاه نرو...ولی چه چیزی رو جایگزینش میکنی؟
ایا میری سراغ اینکه یه مهارت یادبگیری؟
یا دور دانشگاه رو میخوای خط بکشی بدون هیچ جایگزینی؟؟
من مجردم

زندگی یعنی: یک سار پرید....از چه دلتنگ شدی؟    دلخوشی ها کم نیست مثلا این خورشید🌟🍃
بله میشه با این وضعیت کاره ای هم شد... میدونی این حرفها حرفهای سرکوبگریه... درس بخونم که چی؟ برم دان ...

اره می‌خوام جایگزین داشته باشه 

من از اول دلم میخواست حتی برم دانشگاه خرج و مخارجم رو خودم در بیارم ، میگفتم همراه دانشگاهم یه کاری هم شروع میکنم تا شهریه و اینا رو بتونم بدم

الآنم دلم میخواد کاری بکنم و دست رو دست نزارم

ولی مامانم فکر می‌کنه تنها با درس خوندنه که میشه کاره ای شد 

میگه برای هر کاری هم مدرک لازمه پس باید بری دانشگاه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792