منو شوهرم توی دوتا شهر جدا دانشجوییم وقتی میریم شهرمون
مادرشوهرم اصلا رفتارش خیلی تعجب برانگیزه
وقتی میرم خونشون کلا چسبیده به شوهرم حالا درسته اونم دلش تنگ میشه ولی نه در این حد دیگه
امشب شوهرم اومدکه باهم بریم بیرون شام بخوریم یکمم خرید کنیم چهل بار زنگ زد هی میگف کی میای کی میای، شوهرم چندبار آخرش دیگه اصلا جواب نداد
دوشب قبلم شوهرم شب اومد خونه ما بمونه پیش من
صبح از ساعت 8 و نیم یه تیکه زنگ میزد که بیاید (نوه دخترییش) اومده میگه دلم برا دایی تنگ شد بیس بار زنگ زد تا شوهرم رف
خوب وقتی انقد پسرتون رو دوس دارید که نمیتونید با کسی شریک شید چرا براش زن میگیرید😒😒😒😒
امشب خیلی ناراحت شدم اولش به روی خودم نیاوردم
ولی اومدم خونه طاقت نیاوردم
دیگه هرچی شوهرم زنگ زد جواب ندادم
هنوز داره هی پیام میده
اگه تاپیکامو بخونید میدونید رابطم با شوهرم چطوره
آخه چرا تا میام یکم رابطمونو درست کنم
چیزی میشه