2777
2789
عنوان

مخاطب غمگین.

87 بازدید | 1 پست

با گلوی مجروحم نامت را فریاد میزنم.

از جایی میان اعماق خاکستر های روحم..

جایی میان ارتباط روح و جسم.

از جایی که تو در آن لانه ی غم کرده ای.

فریادم سکوتیست که پرده های آسمان را از هم دریده

و گوش فلک را کر کرده است.

تنها چیزی که برایم مقدر است این است که دستان داغت 

را بگیرم و زیر لب زمزمه کنم که ای کاش نبودم که ای کاش ‌‌زجر بود و نبودم را حمل نمیکردی.

_mahoora-

_liura_


«حرف ها در قلبش تلنبار شده بود.. کوهی از خاکستر ناگفته ها...بالا آورد ، حرف هارا ، کار هارا و غم هارا ... خون از دماغ و دهانش به مانند مواد مذاب بیرون جست. به سان خرابه ای به دنبال آرزوهایش ذوب شد و فرو ریخت ، او دیگر او نشد...🥲🥲_mahoora_» 
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز