من دیگه داره ۲۰سالم میشه:) زن داییم۱۸سالشه امشب بهم زنگ زده بود از کارای خودشو داییم میگفت تفریحاشون خریداشون خوشگذرونی هاشون:) ان شاءالله به حق این ماهای عزیز خوشبخت بشن
دلم خواست منم یکی کنار باشه منم تجربه کنم این حس خوبو:) اما تا چشم کار میکنه کسی نیست عاشق شدم بهش نرسیدم چرا دنیا اینجوره منم دخترم با کلی امیدو ارزو
من از بچگی عاشق تشکیل خانواده بودم
الان شاغلم مستقلم اما چه فایده تنهایی ادمو نابود میکنه خستم:)