دختر شیطون بلای من سه سالشه
اینقدر شیطونه که از دستش در خونه رو قفل میکنیم نره بیرون آخه عین کش تنبون در میره 😅
خونه مامانمینا دستگیره درشون خرابه درمیاد دیگه اونو درمیاریم میزاریم رو کابینت یا بلندی که دستش نرسه
امروز بعدازظهری مامانم میگه خواب بودم با خیال راحت که درها قفله اینیکی هم دستگیره روش نیست
میگه دیدم صداش درنمیاد گفتم مشغول بازیه ولی دیدم داره سرما میاد نگاه کردم دیدم در بازه یه لنگه کفش هم جلوی دره که مثلا بسته نشه😬 جل الخالق 🤐
گفت کوچه رو نگاه کردم دیدم خبری نیست با ترس اومدم یه چی بپوشم برم دنبالش که دیدم از سرکوچه دستاشو گواته پشتشو داره خرامان خرامان میاد 🥵
خانم رفته بود مغازه بستنی گرفته
وقتی اومده مامانم حسابی دعواش کرده گفته تنهایی نباید بری میگه آخه بزرگ شده بودم رفتم
گفته فقط مامان باباها حق دارن خرید کنند تو پول نداشتی که میگه اشکال نداره خاله ها هم اجازه دارن بخرن
بعد که رفتیم مغازه حساب کنیم مغازه داره آشناست گفت چقدر سرزبون داره ریلکس اومده میگه عمو اومدم بستنی بخرم یه بستنی بهم بده اونم دلش نیومده نده و زود فرستاده خونه
من با این وروجک چه کنم اعتماد بنفسش بالا گاهی صبح ها هم به شوهرم میگه تو زحمت نکش من خودم میرم بربری برای مامان میگیرم میام🥰
حالا که فعلا مجاب شده دیگه بی اجاره و تنهایی و بدون پول خرید نکنه و جایی نره