۷۰ سالشه . اونهفته خونشون بودم خواهر ناتنیم زنگ زد که یه هفته بنایی داریم میخاییم بیاییم خونه شما . بعد منم بنا به دلایلی که قبلا باهم داشتیم اذیت ازار کردم دست به سرش کردم حالا چند روز پیش مادرم رفته دمه خونشون گفته واسه چی میخاستی بری خونه اون اون بچه کوچیک داره چه خیری بهش رسوندین جز ضرر بشین خونه خودت خونه کسی ام نرو . البته خواهر ناتنیم ۷ تا خواهرتنی خودش داره که همشون خونشون نزدیکه همه ولی چرا میخاسته بیاد خونه من رو نمیدونم
ولی من خودم جوابشو دادم چرا مامانم اینکارو کرده اعصابم رو خورد کرده
من جز مامانم هیچکس رو ندارم باهاش درددل کنم فقط به مامانم میگم اونم میره به طرف میگه
بعضی حرفا رو واقعا نمیشه به رویه طرف گفت چون بدتر میشه.... ولی مادرم این اخلاقو داره که هر حرفی رو زل میزنه به چشمایه یارو و میگه ....😔