پسر کوچیکم رو صدا زد و گفت : بیا اینارو بخون ببین کدومش برگه فوت پدربزرگت هست ، همه رفتن کسانی که فوت کردن را سهام آنها را به نام خود کردن ، از حرصم فقط تو گوشی بودم که داد زد یه لحظه اون گوشی رو بزار کنار ببین من دنبال چی هستم . منم گفتم خب نگا میکنن دیگه ، خلاصه پیدا کردن و رفت . ولی ناراحت بودم هم خودم هم پسرام که چرا از مهمونی که با بچه های پسر دیگش بود از اونا نخواسته پیدا کنن ؟؟؟