من مادر گلم فوت شدن، از بعدش پدرم دائم مریض بودن. بیشتر کارهای دکتر و عمل اینها رو من انجام دادم. الحمدلله به لطف خدا بهتر شدن. ولی دائم بهونه دکتر رفتن میاره
یعنی وسواس دکتر رفتن پیدا کرده
بقیه هم که به دلایل مختلف نیستن
هفتاد درصد مواقع من باید ببرم و بیارم و کارهاش انجام بدم
(البته میدونم که هزاران برابر این کارها رو والدین برای ما انجام دادن)
فقط دیگه کلافه شدم از گیر دادن هاش برای دکترهای مختلف رفتن دیوونه ام کردن
بعد میبرم اون خواهرم وسواسی تره گیر میده میگه نه این دکتر کم تجربه بود حالا ببرش پیش یکی دیگه