من ۲۷ سالمه.سن بیست سالگی با یه نفر دوست شدم بعد یک سال اومدن خواستگاری و از نامزدی تا عروسی ۲ سال طول کشید.اوایل ازدواج جر و بحث الکی زیاد داشتیم ولی کوتاه و الکی در حد قهر دو ساعته.خیلی هم همدیگرو دوس داشتیم و با عشق ازدواج کردیم.سال دوم ازدواج رفتارش عجیب شده بود.بعد چند ماه فهمیدم معتاد شده به مرفین تزریقی.دکتر و مشاوره رفتیم همه جوره کنارش بودم ولی کار نمیکرد و همه ی پولامونو خرج مواد میکرد.تو دوره ی درمان اعتیادش متوجه شدم بهم خیانت میکنه.با دختره حرف زدم دعوا و فحش و .....دختره همچنان زنگ میزد.بعد چند ماه قول داد دیگه تکرار نکنه.رفت کمپ دو ماه اونجا بود به خانوادم چیزی نگفتم.برگشت بعد یک ماه دوباره مصرف کرد.بددهنی میکنه و مدام دروغ میگه.هرچند وقت یکبارم میبینم باز با یکی چت میکنه میگه همینجوریه و کسی نیست و من شکاکم و ......دوشب پیش دوباره مصرف کرد گفتم من دیگه میرم چون قول داده بودی.فرداش گوشی منو گشت و بخاطر چندتا عکس کارتونی و اپلیکیشنی که پسر همکارمون که چند سال ازم کوچیکتره برام ادیت کرده بود بهم تهمت خیانت زد.به پدرم زنگ زد اومد با پدرم حرف زدن دعواشون شد دست به یقه شدن.چون بهم حرفای زشتی زد پدرم عصبانی شد.وسایلمو جمع کرد رفتیم.شنبه میخوام درخواست طلاق بدم ولی خیلی دوسش دارم هنوز نمیدونم چرا.با همه ی کارایی که باهام کرده هنوز دلم براش میسوزه و دوسش دارم و دلم تنگ میشه.ما رابطه ی خوبی باهم داشتیم یدفه همچی نابود شد.من دفتر دارم از لحاظ مالی مستقلم معماری خوندم و قیافم از نظر همه خیلی خوبه.جفتمونم خانواده ی خوبی داریم.ولی اون درس نخونده دیپلمه.از قدیمم خیلی دعوایی و رفیق باز بوده.مادرشم بهم توهین میکنه و میگه پسر من بعد ازدواج با تو معتاد شد.از اولم تو همچی دخالت میکرد.خیلی حالم بده😔دارم دق میکنم نمیدونم چکار کنم
فعلا یک ماه سکوت کن اقدام به طلاق نکن و تنهایی جلسه مشاوره برو این مدت دلتنگی بی قراری باعث م ...
پدرم قرار شد فردا با پدرش بشینن صحبت کنم.پدرم میگه شنبه برو درخواست بده.دیشب موقع صحبت با پدرم پا شد بی احترامی کرد پدرم گفت بشین سر جات ببینم چته من درو بستم گفتم به پدرت زنگ میزنم گفت از پنجره میرم.پدرم یقشو گرفت گفت از در برو گمشو.چیزی واسه فکر کردن نداره دیگه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بعضی وقتا حس میکنم دیگه هیچکسو نمیتونم دوست داشته باشم.تنها ادم زندگیم بود و با همه ی قلبم عاشق شدم. ...
خجالت نداره توعاشق شدی پای عشقتم وایستادی اون بوده که قدرت روندونسته حتما برومشاور چون با این حالت حتما تصمیم اشتباه میگیری دیدم زنایی که بچه دار شدن ومجبور به ادامه زندگی شدن
جالب بی عقل بودن وساده لوحی، ربطی به سواد تحصیلی نداره آخه آدم عاقل دلت به چی این خوشه بهت گفته مثل ...
وآقای ما زنها بعضی وقتها خودمونو گول میزنیم که بهتر میشه....
دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد وگفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند:مبارک باشد دخترک گفت:دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت شبی زنی افسرده، نظر کرد برآن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان شد ونالید که وای، وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است
وآقای ما زنها بعضی وقتها خودمونو گول میزنیم که بهتر میشه....
اشتباه تایپی بود واقعا ما زن ها
دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد وگفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند:مبارک باشد دخترک گفت:دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت شبی زنی افسرده، نظر کرد برآن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان شد ونالید که وای، وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است
بهم میگن پیشی خپلبه دو دلیل: اول به خاطر چاق بودنم دوم به خاطر لوس بودنماز 14 ابان با وزن 107.850 شروع کردم به رژیم گرفتن باید هرروز بهم انگیزه بدید ک نشکنمش،باتشکرآقا شکوندمش ایشالله از ده اذر شروع میکنمژیناگیانمزاده اربیل اصالت سنندج بزرگ شده تهران...هر بژی کورد و کوردستان...
ولی ی چیز از تجربه خودم بگم من تقریبا ی نامزدی بهم خورده داشتم ک 5سال طول کشید
بسپر ب زمان و با عقلت تصمیم بگیر بعدش ی جوری ب ارامش میرسی ک دات نمیخواد باهیچی عوضش کنی
برات ارزوی حال خوب دارم دوست قشنگم
بهم میگن پیشی خپلبه دو دلیل: اول به خاطر چاق بودنم دوم به خاطر لوس بودنماز 14 ابان با وزن 107.850 شروع کردم به رژیم گرفتن باید هرروز بهم انگیزه بدید ک نشکنمش،باتشکرآقا شکوندمش ایشالله از ده اذر شروع میکنمژیناگیانمزاده اربیل اصالت سنندج بزرگ شده تهران...هر بژی کورد و کوردستان...
بهم میگن پیشی خپلبه دو دلیل: اول به خاطر چاق بودنم دوم به خاطر لوس بودنماز 14 ابان با وزن 107.850 شروع کردم به رژیم گرفتن باید هرروز بهم انگیزه بدید ک نشکنمش،باتشکرآقا شکوندمش ایشالله از ده اذر شروع میکنمژیناگیانمزاده اربیل اصالت سنندج بزرگ شده تهران...هر بژی کورد و کوردستان...