هیچی الان کنارم خوابیده و دستمو گرفته محکم🤣
منم قید کلاس فردامو زدم😒
ساعتای دو اینا اومد یه روبوسی معمولی
شامم نخورده بود مجبور شدم درست کنم زود چیزی(نودل) 🤣برا همی طول کشید
ولی یه کوچولو انگار خوشحال بود اومده پیشم
حقیقتا دلم سوخت براش
وقتیم خواستیم بخوابیم خودش تند جامونو پهن کرد
بچه ها خوب شد بهش گفتم بیاد گناه داشت انقد خسته بود که نگو