عب نداره آشتی میکنین
منم شهریور تولدم بود
من هیچوقت از شوهرم انتظار کادو ندارم چون همیشه چه بی مناسبت چه بامناسبت کادو برام میگیره حالا یا گرون یا ارزون قیمتش مهم نیست
شوهرم به خاطره کارش اصلا مناسبتا رو یادش نمیمونه منم از قبلش بهش گفتم فردا تولدمه باید کنارم بمونی تو خونه خلاصه فرداش خواست منو ببره بیرون سره یه چیز چرت بحثمون شد منم کلی گریه کردم باهاش بیرون هم نرفتم بعد هر چی اصرار کرد معذرت خواهی کرد من لج کردم بیچاره هم زد بیرون خلاصه وقتی برگشت یه ساعت مچی واسم گرفته بود
خیلیم دلم میخواست بازش کنم ببینمش همون موقع ولی لجبازی میکردم همش فرداش بازش کردم کلیم ذوق کردم 🤭بعدشم تموم شد و رفت