تازگی ها خیلی مادر طور شدم در حالی که قبلا این طور نبودم یا حداقل به این شدت نبود...خیلی خیلی حواسم به خانواده ام هست و بی نهایت مواظب خواهر برادر کوچکترم هستم براشون هدیه می خرم بیرون می برمشون ولی خب دوست ندارم دائم این جوری باشم چون واقعا دیگران فکر می کنن من مامان خواهر کوچکترم هستم و دارم وقت و درس و خیلی چیزهارو فدای خانواده می کنم...
این هم بگم مادرم مبتلا به سرطان هستن و من به شدت ترس از دست دادنش رو دارم و فکر این که اگه نباشه خواهر برادرم چی می شن دیوونه ام می کنه... دارم با این کارها سعی می کنم این حس هارو جبران کنم
۲۳ساله و مجرد هستم