2777
2789
عنوان

دعوای شدید

| مشاهده متن کامل بحث + 265 بازدید | 21 پست
من قصدم زندگی بوده کلی تلاش کردم و از خودم گدشتم  الان گفتم منو طلاق بده.  یه حرفایی میز ...

چون باید مهریه بده دیگه 

خدا کمک کنه حداقل بچه بیاد اشیانه عشقتون رنگین بشه خدا رو چه دیدی گل

روزی لباسی خواهی خرید که مرگ در ان اتفاق میفتد بی آنکه بدانی......از بس که جوان مرد کسی پیر نشد 😔😔

خب شما الان دوماهته ... قبلش کاشکی میرفتی

همیشه زندگیمو دوس داشتم 

گدشت زیاد کردم 

نتیجه اش  شد اینکه وقتی فهمید باردارم 

خواست امتیاز خوشگذرونی  تا هروقت دلش خواست رو بگیره 

قبلش انقدر وقیح نبود..

چون گذشت زیاد داشتم میترسید یکم  

شما منو نمیسناسید اما کارایی که من کردم رو کمتر زنی انجام میده همه منو به رو دادن و سوهر خودخواه میشناسن 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

[QUOTE=]قصم زندکی بوده  بعد۷و ۸ سال بار دار شدم  همیشه کوتاه اومدم  رفت با دوستاش بیرون&nbs ...[/QUOTE]

تو بارداری بخاطر هورمون بتا این شدی بعد زایمان خوب میشی اون اصلا عوض نمیشه بدتر هم میشه

تااخر عمرت بچه نمیاوردی وقتی قلدر ولجباز و پررو هست و جدامیشدی

حالا هم کوتاه بیا بخاطر اون طفلک و بخودت و اعصاب و تغذیه ات برس

دیگه مادر شدی یعنی میخوای بااون مرد بمونی چه بعد سالها چه همون سال اول

بیخیال شو حوصله داری

انقدر بره بیرون تاخسته بشه

شما برای روز مبادا پس انداز پنهان داشته باش همیشه و بخودت و بچه ات برس و محلش نده 

حرص بخوری نابود میشی وهمش دعوا وقهر وکشمکش خواهی داشت تااخر عمرت

چرا الکی جو منفی میدی میدی ؟ با مشاوره هم میشه مشکلشونو حل کرد

حالم خیلییییی بده ۱۵۰ بار بهش زنگ زدم جواب نمیده 

خیلی لجبازه  دوس دارم جدا بشم واقعا پدرم میگه برگرد خونت 

ندار جاریات بیان دنبالت  ..... 

خودم برم که شوهرم از چیزی که هست پرروتر بشه ... نمیدونم چرا انگار یدفه صبرم تموم شد زدم بیرون 

خیلی دلنازکم  هیچی هم نگم تو گلوم بغضه و ساکتم   بچه هم آرزوم بوده. همیشه که خدا بهم بده 


[QUOTE=]قصم زندکی بوده  بعد۷و ۸ سال بار دار شدم  همیشه کوتاه اومدم  رفت با دوستاش بیر ...


صبر هزار ساله ام تموم شد مثل آتشفشان فوران کردم و زدم بیرون اونم گفت برام مهم نیستی ....

اینم بگم سالها ی سال شوهرم قبل ازدواج عاشقم بوده و همه این جریانو میدونن 

از خووم براش همیشه گذشتم 

میترسم بشناسنم وگرنه میگفتم چکارا نکردم براش

همه اونو به خودخواه میشناسن و منو به گذشت 

[QUOTE=]صبر هزار ساله ام تموم شد مثل آتشفشان فوران کردم و زدم بیرون اونم گفت برام مهم نیستی .... اینم بگم س ...[/QUOTE]

صبرت باساختن همراه نبوده فایده نداشته خودت فقط پراز انرژی منفی شدی

ایشون رو سالها پررو کردی الانم عوارضش روداری حس میکنی

همسرت پررو و خودخواهه یاتحمل کن وبشین زندگی کن و یا وقتی زاییدی جداشو

تو بارداری کسی حق طلاق نداره ازلحاظ قانون وشرع

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز