2821
2789
عنوان

دعوای شدید

| مشاهده متن کامل بحث + 270 بازدید | 21 پست
من قصدم زندگی بوده کلی تلاش کردم و از خودم گدشتم  الان گفتم منو طلاق بده.  یه حرفایی میز ...

چون باید مهریه بده دیگه 

خدا کمک کنه حداقل بچه بیاد اشیانه عشقتون رنگین بشه خدا رو چه دیدی گل

روزی لباسی خواهی خرید که مرگ در ان اتفاق میفتد بی آنکه بدانی......

خب شما الان دوماهته ... قبلش کاشکی میرفتی

همیشه زندگیمو دوس داشتم 

گدشت زیاد کردم 

نتیجه اش  شد اینکه وقتی فهمید باردارم 

خواست امتیاز خوشگذرونی  تا هروقت دلش خواست رو بگیره 

قبلش انقدر وقیح نبود..

چون گذشت زیاد داشتم میترسید یکم  

شما منو نمیسناسید اما کارایی که من کردم رو کمتر زنی انجام میده همه منو به رو دادن و سوهر خودخواه میشناسن 

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

[QUOTE=]قصم زندکی بوده  بعد۷و ۸ سال بار دار شدم  همیشه کوتاه اومدم  رفت با دوستاش بیرون&nbs ...[/QUOTE]

تو بارداری بخاطر هورمون بتا این شدی بعد زایمان خوب میشی اون اصلا عوض نمیشه بدتر هم میشه

تااخر عمرت بچه نمیاوردی وقتی قلدر ولجباز و پررو هست و جدامیشدی

حالا هم کوتاه بیا بخاطر اون طفلک و بخودت و اعصاب و تغذیه ات برس

دیگه مادر شدی یعنی میخوای بااون مرد بمونی چه بعد سالها چه همون سال اول

بیخیال شو حوصله داری

انقدر بره بیرون تاخسته بشه

شما برای روز مبادا پس انداز پنهان داشته باش همیشه و بخودت و بچه ات برس و محلش نده 

حرص بخوری نابود میشی وهمش دعوا وقهر وکشمکش خواهی داشت تااخر عمرت

چرا الکی جو منفی میدی میدی ؟ با مشاوره هم میشه مشکلشونو حل کرد

حالم خیلییییی بده ۱۵۰ بار بهش زنگ زدم جواب نمیده 

خیلی لجبازه  دوس دارم جدا بشم واقعا پدرم میگه برگرد خونت 

ندار جاریات بیان دنبالت  ..... 

خودم برم که شوهرم از چیزی که هست پرروتر بشه ... نمیدونم چرا انگار یدفه صبرم تموم شد زدم بیرون 

خیلی دلنازکم  هیچی هم نگم تو گلوم بغضه و ساکتم   بچه هم آرزوم بوده. همیشه که خدا بهم بده 


[QUOTE=]قصم زندکی بوده  بعد۷و ۸ سال بار دار شدم  همیشه کوتاه اومدم  رفت با دوستاش بیر ...


صبر هزار ساله ام تموم شد مثل آتشفشان فوران کردم و زدم بیرون اونم گفت برام مهم نیستی ....

اینم بگم سالها ی سال شوهرم قبل ازدواج عاشقم بوده و همه این جریانو میدونن 

از خووم براش همیشه گذشتم 

میترسم بشناسنم وگرنه میگفتم چکارا نکردم براش

همه اونو به خودخواه میشناسن و منو به گذشت 

[QUOTE=]صبر هزار ساله ام تموم شد مثل آتشفشان فوران کردم و زدم بیرون اونم گفت برام مهم نیستی .... اینم بگم س ...[/QUOTE]

صبرت باساختن همراه نبوده فایده نداشته خودت فقط پراز انرژی منفی شدی

ایشون رو سالها پررو کردی الانم عوارضش روداری حس میکنی

همسرت پررو و خودخواهه یاتحمل کن وبشین زندگی کن و یا وقتی زاییدی جداشو

تو بارداری کسی حق طلاق نداره ازلحاظ قانون وشرع

2825
2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

قیافه بچه وقد

maix | 16 ساعت پیش
2791
2779
2792