چند وقت پیش من بچه ام کوچیک توخونه بودیم بعد همسایه طبقه بالا فوت سده اسباب ش رو اومدن ورثه بردن اون ردز یخجالش رو اومدن ببرن سه تا اقا داشتم از چشمی در نگاه میکردم اخه کفش ماشین بازی بچه تو راه رو بود گفتم کسی چیزی نبره یه وقتی ..... بعد قشنگ تا لحظه اخر دیدم که رفتن از پله هم رفتن پایین اوندم نشستم رو مبل صدا تی وی هم بلند بود قشنگ مشخص بود داخل خونه هستیم .... یهو دیدم یه صدا ارومی اومد گفتم نکنه یکیشون برگشت چیزی ببره بذار برم چشمی نگاه کنم بعد چراغ راه رو حس گر نداره روشن بشه باید حتنا کلید بزنی بعد دیرم تاریک از چشمی داره باد نیاد گفتم حتما یکی چشمی از جا دراورده .... بعد زنگ زدم مادرم شوهرم دوشب شبکاری نیست خونه گفتم تو پست خط باش انگار چشمی دراوردن درو باز کردم دیرم چشمی از جا در اوردن
دوربینها چک کردیم هنسایه روبه رو خودم یه مسر طلاق گرفته اکن روز دوس دخترش اومده .. تو دوربین قشنگ نشون داد دوس دخترش اومد باهم چشمی از جا دراوردن توروخدا بچه ها بنظرتون قصدش چی هست میدونستن ماهم توخونه هستیم .....
الان اینقد با استرس توخونه میمونم زمانی شوهرم شبکاری داره