آگهی لباس گذاشتم و نوشتم مزاحم نشید امروز بیرون بودیم دیدم رو گوشیم میسکال افتاده گوشیم رو سایلنت هست به شماره زنگ زدم یک مرد جواب داد گفتم زنگ زدید اول گفت آگهی لباس گذاشتی من مزون دارم بعد گفتم کارتون چیه یک دفعه شروع کرد به حرف های ج ن س ی ناجور زدم شوهرمم پیشم بود اصلا نتونستم جوابش رو بدم قطع کردم و بلاک ولی حرف هاش حالم رو خیلی بد کرد همش تو مغزم مرور میشه واقعا روح خدا تو این موجودات هست چطور میتونن انقدر کثیف و وقیح باشن