یبار من داشتم اس ام اس باری میکردم با بابام آخه پیش زن بابام نمیتونم حرف بزنم بعد بابام رو مبل نشسته بود زن بابامم همینطور بعد من دیدم گوشی بابام ورداشت بعد تو خیابون ب بابام گفتم حالا ندیدم ولی اون رمز بزنه باز کنه گوشی و حالا نمیدونم فهمیده گفتم خون رو بفروش هیچی بروز نمیده
بعد ب نظرتون اگه بگم گوشی و ورداشته رمزش داشته بهش تهمت زدم