خونه بودم ،۱۰ شب بهم پیام داده دارم با دوستمو خانومش میرم بیرون .این قانون بود توی رابطمون که بدون هم جایی نریم .در حدی که مطمعن بودم هیچ وقت بدون من جایی نمیره . اگه طرفم یکی دیگه بود مهم نبود . ولی قانونی بود که خودش گذاشته بود .بهش گفتم باورم نمیشه .تو عمرا بدون من نمیری . بهم گفت دارم میرم زر نزن . بعدش بهش هرچی زنگ زدم جواب نداد .رفتم دم خونشون با اسنپ گفتم رفتی ؟! گفت اره . سوار ماشین شدیم تا خونه ما دعوا کردیم ،بهش گفتم مگه من بدون تو میرم بیرون با خواهرم و شوهرش ؟ با دوستمو شوهرش ؟ گفته دوست منو خانومش و با اون خواهر و شوهر خواهرت یکی نکن ، توام قبل اینکه با من آشنا شی با دوستت و شوهرش بیرون میرفتی . گفتم معلومه مقایسه نمیکنم .شروع کرد تحقیر خواهرم و شوهرش و بابام. منم به خانوادش توهین کردم .بعدش زد توی گوشم . منم در ماشین و باز کردم پیاده شم .موهامو گرفته بود با دستش میکشید نمیزاشت پیاده شم .مامانم همون موقع زنگ زد همه چیو بهش گفتم .اولین بار بود فهمید با خواهر و شوهرش مشکل داره .الانم گور به گور شده ۱۲ روزه . شنبه هم تولدش بود .بهش زنگ نزدم
اخه ازش انتظار نداشتم خودش نمیزاره من حتی با خواهرم و شوهرش برم بیرون همیشه میگفت این ...
خب ناراحتیتو یجور دیگه نشون میدادی نه که پاشی بری در خونه طرف دعوا را بندازی تو حالت طبیعی اینکارو کردی واقعا یا م س تی چیزی بودی ؟؟؟ آدمی که تو حالت هوشیاری همچین حرکتی بزنه واقعا حالش خوش نیست 😐😐😐