خیلی تنده آتیشش اصلا اهمیت نمیده دعوا ام کلا تقصیر شوهر خودمه مادرم اینا رفتن کربلا بعد سمت اینا یه عروسی بود موقع برگشت مادرم اینا بود منم گفتم بریم فرودگاه از قصد نگه داشت اونا ۶ میرسیدن ۵ و نیم اومد تازه لباس کت شلوار پوشیده بود برای عروسی اونم با چه داد و بیدادی خواهرم با ما بود دعواشون شد خواهرم از ماشین پیاده شد اینم اومد جلو در خونه ما گلدون خونه مادرم اینا رو شکست خواهرم رو زد همسایه ها رسیدن