خب راستش من خیلی ام زود شروع نکردم تقریبا مهر و آبان بود
من آدمی بودم که عاشق تفریح و بیرون رفتن بودم بخاطر همین نمیتونستم از تفریحام بگذرم
اوایل برنامه درستی نداشتم کلا از خونه بیرون نمیرفتم و فقط میخوندم که بعداً متوجه شدم نه تنها خوب نیست بلکه هیچ درسی تو ذهنم نمیمونه
به مرور عادت کردم صبح زود نزدیک ۵ و ۶ بیدار بشم
دو ساعت درس بخونم بعد صبحونه
دوباره درس و استراحت و ناهار
اینجوری قشنگ به همه کارام میرسیدم شب هم چون خسته میشدم قشنگ خوابم میبرد
حتما صبح زود بیدار شو چند پله جلو می افتی
غذای خوب مخصوصا صبحونه و شرکت توی آزمون ها یادت نره
تفریحاتت هم یکم کم کن ولی سر جاش باشه حتما