بچه هام صب سالم بودن رفتن مهد وقتی اومدیم یکیش تب داشت سرش داغ بود تب بر دادم خوابیدن الان تو خواب دیدم اون یکی ناله میکنم دست زدم سرش دیدم داغ چکار کنم چرا اینجور شدن یهو
من گفته بودم که اذیتم نکن، من زخمی اومده بودم پیشت.....)🥲
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
سه سال. یه مدت مترونیدازول بعد آزیترومایسین و پنج شیش تا امپول که یادم نیس چی بودن و دیفن هیدرامین سرماخوردگی و یه شربت دیگ مال سرفه و گلودرد بود با شربت زینک و پودر کیدی لاکت
❤️در ظلماتِ شب، تنها خداست که صدایت را میشنود ❤️خودت باش مثه بقیه زیاده🕷🕸