همسر سابقم قهر کرده بود هفت هشت ماه ازش خبر نداشتم
دل چو بستم به خدا حسبی الله و کفی خدایا به همه اقدامی ها و چشم انتظارها ،فرزندانی سالم و صالح و اهل عطا کن که نور چشمشون هم توی این دنیا و هم اون دنیا باشن
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ایشون نمیدونم اما بعضی از دوستان نی نی سایت به شوهر عقدی میگن نامزد.
به رل میگن نامزد. /:
ولی به خود نامزد میگن شوهر /:
یکی از سمی ترین مواردی که دیدم.
خدا خیرتون بده برای سلامتی و ظهور امام زمان عج صلوات بفرستید. و اگه راضی بودید برای آرامش و عاقبت بخیر شدن خانواده ام دعا کنید. هر گنه کاری، آینده ای دارد؛ و هر پرهیزگاری ،گذشته ای. #قضاوت-ممنوع.... هرکسی لایک میکنم حتما براش صلوات میفرستم.
کابوسم قهراش بود باید کشف می کردم چی شده که قهره دوباره
البته به احتمال زیاد بیمار بود
دل چو بستم به خدا حسبی الله و کفی خدایا به همه اقدامی ها و چشم انتظارها ،فرزندانی سالم و صالح و اهل عطا کن که نور چشمشون هم توی این دنیا و هم اون دنیا باشن
ببینید بدون من با دوستش و خانومش رفته بود بیرون . این رفتار بی احترامی به منه .که منو نبرده البته این قانونارو خودش گذاشته .منم بدون نامزدم جایی نرفتم با کسی .حتی با خواهرم و شوهرش نمیزاره برم بیرون . رفته بیرون با دوستش و خانومش .منو نبرده .پاشدم رفتم دم خونشون با اسنپ ساعت ۱۱ شب .میگه خاک بر سر من زنم این وقته شب اومده بیرون . بهش میگم مگه من با خواهرم و شوهرش میرم بیرون بدون تو ؟ میگه دوست من و خانومش و با اون خواهر و شوهر خواهرت یکی نکن .شروع کرده به تحقیر منو خانوادم . منم جوابشو دادم به خانوادش توهین کردم . اونم زد تو گوشم . مامانم همون موقع زنگ زد .فهمید که منو زده .فهمید که با خواهرم و شوهرش مشکل داره . قبلا گفته بود نمیتونم تحمل کنم شوهرشو . همش پشتش حرف میزد قبلش . اولین باره ۱۱ روز شده هیچ خبری ازش نیس مامانش زنگ زد چند روز پیش حالمو پرسید . مطمعنم زنگ زده بود سر و گوش آب بده .
ببینید بدون من با دوستش و خانومش رفته بود بیرون . این رفتار بی احترامی به منه .که منو نبرده البته این قانونارو خودش گذاشته .منم بدون نامزدم جایی نرفتم با کسی .حتی با خواهرم و شوهرش نمیزاره برم بیرون . رفته بیرون با دوستش و خانومش .منو نبرده .پاشدم رفتم دم خونشون با اسنپ ساعت ۱۱ شب .میگه خاک بر سر من زنم این وقته شب اومده بیرون . بهش میگم مگه من با خواهرم و شوهرش میرم بیرون بدون تو ؟ میگه دوست من و خانومش و با اون خواهر و شوهر خواهرت یکی نکن .شروع کرده به تحقیر منو خانوادم . منم جوابشو دادم به خانوادش توهین کردم . اونم زد تو گوشم . مامانم همون موقع زنگ زد .فهمید که منو زده .فهمید که با خواهرم و شوهرش مشکل داره . قبلا گفته بود نمیتونم تحمل کنم شوهرشو . همش پشتش حرف میزد قبلش . اولین باره ۱۱ روز شده هیچ خبری ازش نیس مامانش زنگ زد چند روز پیش حالمو پرسید . مطمعنم زنگ زده بود سر و گوش آب بده .