خیلی مهمه شما و همسرتون چقدر نسیت به رسوم تعصب دارین
من شوهرم اصلا واسش رسوم مهم نبود
منم خیلی جاها به خاطر راه دور کوتاه اومدم
مثل یلدایی، هدیه دادن تو اعیاد مختلف و یسری رسمای اینطوری
بعدا شوهرمم یه روز اومد منو برد واسم خرید کرد که جبران کنه یلدارو
میخوام بگم نباید تو رسوم سختگیر باشی
ولی در عین حال باید منتظر اتفاقای عجیب هم از طرف خانواده طرف مقابلت باشی
مثلا خانواده شوهرم یهو سر عقد گفتن ما رسم نداریم تو عقد هدیه بدیم
من اونجا جلوی خاله و داییام و.. که از شهر ما اومده بودن و هدیه هم داده بودم خیلی خجالت کشیدم
یا سر سرویس طلا مادرشوهرم میگفت باید روز عروسی جلو جمع سرویسو هدیه بدیم(درصورتی که سرویسو شوهرم خریده بود نه مادرشوهرم)
که البته همونقدرم مادرشوهرم انعطاف داشت و وقتی همسرم واسش توضیح داد که من واسه عکسای روز عروسی و.. باید سرویسو بندازم و نمیشه اینکارو کرد، چیزی نگفت
تا اخرشم یسری دلخوریا هنوز بعد سال ها میمونه
من شمالی بودم و خانواده همسرم مشهدی
به نظرم خیلی خسیس بودن همشون
فقط برادراش به جز یکی که پاگشا هم نکرد و خواهرش منو پاگشا کردن و هدیه پاگشاشونم مسخره بود مثلا ظرف و سینی
با اینکه هیچکدوم عروسیم نیومده بودن و میگفتن راه دوره ما پول نداریم بیایم
و از شوهرم انتظار داشتن هزینه رفت و امد و اقامتشونو بده(که البته ما خونه داییمو اماده کرده بودیم که همه اونجا بمونن) یعنی میموند هزینه رفت و امدشون که نیومدن
تو عقد ما ولی خانوادم همه با اتوبوس اومدن
کلا بعضی شهرها خیلی تفاوت فرهنگیشون زیاده
مثل شمالیا و مشهدیا که ما شمالیا به شدت مشهدیارو خسیس میبینیم و من به شدت اینو دیدم تو رفتارشون
تازه این مشکلات فقط بخشی از مشکلات بود
تازه ما عاشق هم بودیم و هستیم و مشکلی باهم نداشتیم اصلا