دلم میخواد صبح که شد پاشم نماز صبح بخونم اونم بعد مدتها
باهاش حرف بزنم ،دردِ دل کنم ،حضورش و حس کنم
میخوام ببینه من و ... .کمک م کنه ،دستم و بگیره
حس ش کنم که هست و هوامو داره ،که یِ قدرتی ماورای قدرت بشری هست که همه چیز دستشه ،که دست خدا بالای همه دست هاست ،این خداست که همه چیز و میچینه، نه آدما ،که اگه خدا نخواد همه دنیا هم بخوان ذلیل ت کنه نمیشه و اگه خدا بخواد عزیزت کنه همه دنیا م که نخوان ،میشه ...
دلم میخواد بعد چند سال سخت و راکد تو زندگی معجزه ش رو ببینم ،دلم میخواد باز دنیا به چشمم قشنگ بشه ... .باز حس های قشنگ تکرار بشه ... ،زندگی م زندگی بشه ،غصه ها بره شادیا بیاد ...
دلم خدا میخواد ،میخوام بغل م کنه آرومم کنه ،خسته م از این همه حس ترس و ناامنی و غم و افسردگی و ناامیدی و سنگینی ... ،خیلی حسرت و حس های بد دارم ،خیلی بد کردم به خودم و زندگی م و جوونی مو تباه کردم ،کاش خدا خودش یِ جوری مرهم بزاره رو دردام ... کاش 💔