یه پسریه خیلی میبینمش همه جا هستش
جفتم رد شد گفت عسل من سه ساله ازت خوشم اومد گفتم خو به من چه گفت بیا شمارمو بگیر حرف بزنیم گفتم تو گوه خوردی خودت خوب منو میشناسی تا الان چندبار فهمیدی شماره بدم یا شماره بگیرم حدتو بدون
گفت که من ازت خوشم اومد و فلان گفتم میتونی به بابام بگی گفت خو تو بگیر گفتم گوه خوردی گمشو ابرو داریم ما
بعد گفتم ری*م بت اسم منو از کجا میدونی
خندید
مامانم فهمید شک کرد چپ چپ نگاه من میکرد😐😐😐انگار من گفتم پسرع نگام کنه
از این اخلاق ننم بدم میاد همه چیو از چش من میبینه
ندیده منو از محرم تا الان
گفتم الکی وقت خودتو حدر میکنی پاشو برو من شماره نمیگیرم با کسایی بگرد که مثله خودت عنترن
گفت بابات نمیفهمه گفتم چقد پرو گمشو بری محلش نذاشتم رفت به اون چندتا پسری که باهاش بودن گفته بود همش نگام میکردن
سه سال دنبالم بوده😳💔