2777
2789

بچه دوم باید فاصله ش با اولی ۱۸ تا ۳۶ ماه باشه که برای هم خواهر و براری کنن و از نظر عقلی مشابه هم میشن و همبازی هم، وگرنه بزرگتر باشه اصلا همبازی هم نمیشن و هرکدوم جدا بزرگ میشن

بزرگه حتی یجورای والد میشه برای کوچیکه


اگه نظرتون اینه یه بچه داشتهباشید از سه سالگی حتی روزی دوساعت بزاریدش مهدکودک که همبازی هم سن و سال داشته باشه و اجتماعی بشه وگرنه شخصیت منزوی پیدا میکنه و دوست خیالی برای خودش درست میکنه

زندگی که یک بار زیر سوال نرود، ارزش زیستن ندارد...

یه ترفند روانشناسی هست میگه اگه بین دوتا چیز که هردوش به نظرتون خوبه یا مطلوبه گیر کردید خوبی ها و بدی های هر کدوم رو رو کاغذ بنویسین و با هم مقایسه کنین به نتایج خوبی میرسین به نظر ساده میاد اما واقعا کار راه اندازه

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

من که اصلا شرایطش رو ندارم روحی  و مالی و راستش علاقه ای هم ندارم

خودم و شوهرم حس نیاز نمیکنیم یه دونع داریم دیگه هر حس خوبی قرار بود بگیریم از والد بودن داریم از پسرمون میگیریم دیگه

پسرمم خودش علاقه ای نداره کلا آرامش رو ترجیح میدیم.

خیلی ناراحتم فاصله سنی بچه هام زیاد شد.بزرگه ۷ سالشه کوچیکه ۴۳ روز. ولی خب من از ۴ سالگی پسرم اقدام بودم خدا نخواست.اگه میخواین چندتا بچه داشته باشین فاصلشون زیاد نشه بهتره

بالاخره بعد 3 سال خدا به منم نی نی داد، درست وقتی که تو اوج ناامیدی بودم... خدایا شکرت......... به امید بارداری همه منتظرا
من پسرم شش سالشه دیگه فکر میکنم دیر شده 

درست میگی عزیزم دیر شده و دیگه برای هم همبازی نیستن، حتی برای بچه کوچیکتم از بزرگه ممکنه کمک بخوای و اون نقش پدری میگیره خودش دراینده ممکنه دیگه بچه نخواد چون پدریشو کرده

تا میتونی براش دوست خوب پیدا کن و دوست هاش رو زیاد کن که تا بزرگی چندتا خوباش برا هم بمونن و تنها نباشه

دوستداشتن خیلی مهمه توی زندگی

زندگی که یک بار زیر سوال نرود، ارزش زیستن ندارد...

هیچوقت صرفا بخاطر اینکه بچه اولتون همبازی نداره بچه نیارید این اشتباهه

سکانس اول: یه خانم باردار همراه با خواهرش میان تو اتاق سونو، از اولش که میان قبل از اینکه کار شروع بشه دوتاشون هق هق گریه میکنن، وقتی سونوی انتی رو انجام میدم میبینم نرماله و میپرسم چرا گریه میکردید میفهمم، شوهر بیمار اونقدر استرس برای پسر بودن جنین به زنش وارد کرده که مادر و خواهرش از استرس اینجوری به گریه افتاده بودن...سکانس دوم: خانم حدودا سی و چند ساله ای مادر مسنش رو به تنهایی از روی ویلچر روی تخت سونو میذاره، صبر و متانتش در برخورد با مادر پیرش واقعا توجه آدم رو جلب میکنه، چکاپ قبل از سیتی آنژیو و احتمالا جراحی قلب بعدش هست، نکته عجیب اینکه همون خانم رو چند ساعت بعد همراه آقای مسنی میبینم، صبورانه اون رو هم از روی ویلچر بلند میکنه، بخاطر تکرر ادرار پیرمرد رو آورده، بهش میگم شما چند ساعت پیش نیومده بودید؟ میگه چرا مادرم رو آورده بودم ولی تنهایی نمیتونستم ویلچر پدر و مادر رو همزمان بیارم، مادر رو گذاشتم خونه و پدر رو آوردم. من متعجب میمونم، انسانها چه ظرفیت عجیبی در صبر، کمال وفضیلت دارن، و لقب اشرف مخلوقات چقدر شایسته بعضی ادمهاست، ناخودآگاه یاد اون اقایی میفتم که اصرار داشت بچه اش حتما پسر باشه، اصلا تصوری از اینکه دخترش میتونه چنین انسان پراز فضیلت و کاملی باشه، داره؟
درست میگی عزیزم دیر شده و دیگه برای هم همبازی نیستن، حتی برای بچه کوچیکتم از بزرگه ممکنه کمک بخوای و ...

چقدررررررر وحشتناک و تیره فکر میکنی!!!

همبازی داشتن اونقدراهم مهم نیست من خودم همبازی نداشتم خواهرام ازم هشت سال بزرگترن اصلنم مشکلی نداشتم اتفاقا بچه ی سربه زیر و بی مشکل خانواده خودم بودم

من خودم شرایط روحی و جسمی خودم رو مناسب بچه دوم نمیبینم.


معرفی کتاب: دزیره، بازمانده، صد سال تنهایی، ناطور دشت، دروغگویی روی مبل، مغازه خودکشی، سگ ولگرد، دارالمجانین، بوف کور، تادیب، زن زیادی، سه قطره خون، بازگشت، دنیای ناتمام، چهل و یکم، من پیش از تو، چشمهایش، آسو، بیکران تنهایی، وقتی نیچه گریست، شازده کوچولو، مسخ، مدیر مدرسه، زنده به گور، بنجامین باتن، مکالمه با یک گاو پرست، بادبادک باز، هزارخورشیدتابان، قلعه حیوانات، دختری که رهایش کردی، ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد، جنایت و مکافات، کیمیاگر...

اصلا طرز فکرتونو قبول ندارم

من از لحاظ روانشناسی گفتم و حقیقت هم هست

 شاید شما هم تحقیق کنید و امارها و تحقیقات رو بخونید و نظرات روانشناسان رو گوش بدید به همین نتیجه برسید

زندگی که یک بار زیر سوال نرود، ارزش زیستن ندارد...
درست میگی عزیزم دیر شده و دیگه برای هم همبازی نیستن، حتی برای بچه کوچیکتم از بزرگه ممکنه کمک بخوای و ...

پس قدیما که دخترای بزرگتر واسه بچه های کوچیکتر مادری میکردن دیگه بچه نیاوردن واسه خودشون؟! 

معرفی کتاب: دزیره، بازمانده، صد سال تنهایی، ناطور دشت، دروغگویی روی مبل، مغازه خودکشی، سگ ولگرد، دارالمجانین، بوف کور، تادیب، زن زیادی، سه قطره خون، بازگشت، دنیای ناتمام، چهل و یکم، من پیش از تو، چشمهایش، آسو، بیکران تنهایی، وقتی نیچه گریست، شازده کوچولو، مسخ، مدیر مدرسه، زنده به گور، بنجامین باتن، مکالمه با یک گاو پرست، بادبادک باز، هزارخورشیدتابان، قلعه حیوانات، دختری که رهایش کردی، ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد، جنایت و مکافات، کیمیاگر...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز