نمیدانم چند سال از عمرم را در کشاکش این عشق بوده ام۵ ۶ ۷ نمدانم دیگر نمیدانم ...
امروز با این که دوستت دارم میخواهم خداحافظی ام را با تو جایی ثبت کنم
بار ها به مو رساندیم.... مو پاره شد ....مو را گره زدیم و ادامه دادیم
ولی امروز فرق دارد یکجور دیگر است
در این سال ها با همه جنگیدم
همه گفتند که کوتاه بیا و من ادامه دادم. بخاطرت باهمه دنیا جنگیدم و هنوز هم دوستت دارم حالا که به صورتم در اینه نگاه میکنم، دیگر خبری از شادابی صورتم نیست همه اش رفت همه اش در طی این سالها رفت ،پیر شدم
حالا میخواهم همه زحماتم را رها کنم ، همه اش را در واقع عمرو جوانی ام را رها میکنم
نمیدانم شاید هم هرگز عاشق نشوم
ولی این که بخاطر خودت فریبم دادی را نمیتوانم نادیده بگیرم خواستی من غرق شوم و خودت را نجات دهی ...و برایت مهم نبود چه بر سر من می آید و من غرق شدم
دیگر نمیخواهمت
حتی اشکی نمیریزم
دوستت دارم ولی دیگر به تو برنمیگردم