دیروز خواهرمشون اومدن دنبال دخترش که خونه ما بود بعدمنم دم دررفتم خداحافظی و اینا برگشتم دیدم یه گربه وسط خونه است اول فکرکردم ممکنه دخترم پنجره ای چیزی وا گذاشته ولی همه جا بسته بود تنها راه ورودی همون در خونه بود که من اونجا بودم وگربه ای نیامد تو بعد گربه را با بدبختی انداختمش بیرون دخترم اصلا خونه نبود ولی قضیه را من براش گفتم صبح بیدار شد میگفت مامان دیشب تا صبح گربه تو خوابم بود خیلی سعی کروم خودم را توجیه کنم به چیزای ترسناک فکر نکنم ولی نشد
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
خب شاید از همون در اومده وقتی حواست نبوده یا شاید مثلا چند ساعت قبل دری یا پنجره ای باز بوده ...
ممکنه ولی اینکه دخترممیگه تو خوابم بود عجیبه چون دیروز که بهش گفتم نترسید چندشش شد ولی دیشب تو خواب همش گریه میکرد حرف میزد بهش گفتم خواب چی میدیدی گفت خواب گربه سیاهه همش یا داشت حمله میکرد یا دنبالم بود