2777
2789

سنم کم بود ازدواج کردم ک اونم خودم نمی‌خواستم با کلی گریه و دعوا و ب اجبار خونوادم الان ۸ ساله زندگی میکنیم باهم از همون اول ک کنار خونوادش بود خونمون کلی دخالت میکردن شوهرمم هیچ موقع هیچی نمی‌گفت بهشون قبل بچه داشتن ی سه سال ب هر بهونه ای میرفتم خونه بابام ک نمیخوامش اونام میگفتن بخوایی جدا بشی خونه ما نیا و دوباره منو می‌بردن میزاشتن خونمون بعدم خونه ما دو طبقه بود مامانش با ی بهونه اومد نشست طبقه پایین ما رفتیم بالا چقدرم بحث دعوا فایده نداشت دخالتا بیشتر شد تو همه چی میگم دخالت یعنی تا اینکه چرا میخوابمم گیر میدادن  شوهرمم ک بخاطر کارش هیچوقت خونه نیس با باباش کار می‌کنه و داداشش البته دوساله داداشش ازدواج کرده  خونمون و تو ی دعوا جدا کردیم از وقتیم داداشش ازدواج کرده ک سرباز بوده اصلا سرکار نبوده اینم برا پول دادن ب اونا خوب زرنگه دعوا شده بود داداشش گفته بود من نبودم و پول ب من نمی‌دید اینم گفته خب منم نمی‌خوام همه داده ب باباش کلا وضعمون تو این چندسال همینه کار کنه واسه همونا لباس خریدن برا من و بیرون بردن و خرج کردن یا پول تو جیبی دادن ک هیچی اصلا نیست همش سرکار بره بیاد بخوابه ن محبتی رابطه جنسیمون ک داغون داغون نمیتونم راجبش بگم بخوام برم باشگاه یا جایی نمیزاره هم با بچه ام تو خونه همش تنها فقط همین ی خرج خونه میاره کلی هم منت میزاره ک خرجم و میده این یعنی دیگ تموم وضیفه اش یچی بخوام بخرم ک قهر می‌کنه یا زورش میاد بگم پول تو جیبی بده میگه بدهکارم و کلی حرف میگه سر هرچی میگه ناراحتی برو خونه بابات سر همون خرید خونم کلی بحث میکردیم دوبار بردمش مشاوره نه ک نداشته باشه ن حقشو میگیره و هرچی داره سرکارش خرج میکنه

دیگ خسته شدم فقط همینجوری عمرمو دارم هدر میدم خیلیا باهاش حرف زدن فرقی نمیکنه تنها چیز خوبی ک داره اینه رفیق باز معتاد نیس همش سرکارم میادم خوابه بعضی وقتا میگم جهنم تو خونه تنهام آرامش دارم بعدم میگم این زندگی نیس ک خیلی چیزا رو نگفتم دیگ هم نمیشه هم طولانی شد




بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

برا مشاوره هم هرچی بهش میگم میگه دیگ آدما ک عوض نمیشن همینجور باید همو درک کرد از ی طرف میگم اینجوری تنهام دیگ دردسر ندارم بزار بگذره از ی طرف دیگ افسرده شدم فقط عمرم داره می‌ره اصلا هم دوسش ندارم 

اگر بچه رو بهم بده جدابشم بنظرتون

اسی چن سالگی ازدواج کردی؟ 

۸سال 

مثلا یادمه اول ازدواج رفتیم مسافرت مامان بابا و داداشش هم اومدن با قطار کوپه ها چهار نفری بود کسی نرفت ی کوپه دیگ بعد این رفت منم تنهاااااا.   الآنم بیاد خونه گیر میده بیس چهارمی گوشی دستته گوشی دستم نباشه میگه آره همش خوابی آخه بمیرم چیکار کنم تنها خونه همش مرتبه غذا همیشه اماده



به نظر من بیشتر این مشکلات به خاطر اینه که نمی تونین با هم حرف بزنین و مشکلات تون رو حل کنین من خودم مشکلات زیادی داشتم دیگه کم آورده بودم ولی از وقتی رفتم پیش مشاور خیلی اوضام بهتر شده این آدرس سایت شونه 

https://lscc.ir/

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

وصل نشد ک

گراززززز | 27 ثانیه پیش

پیامکا وصل شدد

jana_n | 2 دقیقه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز