من پدرمادرم نیستن خونه بعد فردا یه جلسه ای برگزار میشه تو ی شهر دیگ که من باید برم
همینطور ی همکار دیگم ک الان یماهی هس باهمیم ویکمی میشناسمشو اینا. بعد محل کارم همه میدونن یمدته من تنها تو خونه م صبم ساعت ۷ صب باید حرکت کنم ماشینم ندارم
امروز ب اون همکارم گفتم تو میری ؟اون ی تعارف زد من سریع قبول کردم .الان نمیدونم عذاب وجدان گرفتم اخه اون شوهر داره وباید باشوهرش بریم .البته ۷ سالی از من بزرگتره خودش ولی کلا میگم نکنه زشت باشه با اونا میرم؟؟؟ ضمن اینکه ازون طرف قصد دارم خودم تنها برگردم فقط ازینطرف چون صب زود باید بریم خواستم با اونا برم
بنظرتون زشت بود قبول کردم باهاشون برم؟؟