2777
2789
عنوان

به نظرتون خودمو سبک کردم موندم؟😐

| مشاهده متن کامل بحث + 359 بازدید | 31 پست

ما طبقه پایین مادر شوهرم بودیم،خواهرشوهرام خونه مادر شوهرم شام دعوت بودن و ما دعوت نبودیم.من این چیزا برام مهم نیست.شوهرم فرشا رو برد پشت بام بشوره،مادرشوهرم به زور ما رو آورد خونه اش البته شام خورده بودن،میخواست برا ما سفره بندازه نذاشتیم ،غذا کشید تو ظرف بردیم خونه مون.من حسم مثبت بود .

به از این چه شادمانی،که تو جانی و جهانی 
به نظرت اگه بازم پیش بیاد قبول نکنم؟اخه میگم میتونستن از قبل بگن منم با شوهرم و بچه هام با دعوت میرف ...

نه دیگه... خیلی دلیل داره که همه بچه ها خونه مادر نباشن. یکیش اینکه میخان تازه عروس راحت باشه بچه دورش نباشه، یا وضع اقتصادی و گرونی،، یا حوصله مهمون زیاد ندارن و مسنند،، یا بعصی بچه ها تو یه خونه عزیزترن و بیشتر دعوت میشن. 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

نه دیگه... خیلی دلیل داره که همه بچه ها خونه مادر نباشن. یکیش اینکه میخان تازه عروس راحت باشه بچه دو ...

خب خیلی از اینایی ک گفتی نیست.اخه اولا ک خیلی مهمون دوستن.دوما ما رو هم چون مخصوصا بچه هم داریم خیلی دوست دارن.سوما جاریم راحته با برادرشوهرم میرن تو اتاق تازه وقتی من اومدم یه نیم ساعت بعدش اومدن بیرون هی پدرشوهرم برادرشوهرمو صدا میزد اونم جواب نمیداد😁.نمیدونم فقط میگم شاید چون برادرشوهرم و جاریم با هم میرن تو اتاق شاید مادرشوهرم جلو شوهرم سختش بوده نه؟

پیشرفت من تویی که میگذاری هر لحظه عاشق ترت شوم💖💑💖                                                                 
ما طبقه پایین مادر شوهرم بودیم،خواهرشوهرام خونه مادر شوهرم شام دعوت بودن و ما دعوت نبودیم.من این چیز ...

اخه مادرشوهرم اینجوری نیست نخواد مارو بگه نمیدونم چرا ناراحت شدم از قبل به ما نگفته بود

پیشرفت من تویی که میگذاری هر لحظه عاشق ترت شوم💖💑💖                                                                 
عزیزم تورو خدا واس خودت دغدغه نتراش اتفاقی نیفتاده فک کن جادر خودته چرا انقد سخت میگیرین زندگیرو

نمیدونم چون مادرشوهرم واسه هر مهمونی مارو میگفت نمیدونم چرا ناراحت شدم ما رو هم نگفته بود به نظرت به خاطر اینکه برادرشوهرم و جاریم میرن تو اتاق جلو شوهرم مادرشوهرم سختش بوده؟اخه ما مذهبی هستیم مادرشوهرمم این چیزا یکم براش سخته مثلا جلوی بقیه و اینا

پیشرفت من تویی که میگذاری هر لحظه عاشق ترت شوم💖💑💖                                                                 
نه چرا حس بدی داشته باشی . شما که خبر نداشتی . مادرشوهرتم کلی اصرار کرده .

به نظرت اشتباهه که ناراحت باشم چرا از قبل به ما هم نگفته بودن بیایم؟اخه مادرشوهرم همیشه مارو میگه واسه مهمونی ها.به نظرت میخواسته جاریم راحت باشه؟

پیشرفت من تویی که میگذاری هر لحظه عاشق ترت شوم💖💑💖                                                                 
دیگه قسمتت بوده  حس بد نگیر ..خونه خودته عروسشونی دیگه غریبه ک نیستی

به نظرت چرا از قبل به ما هم نگفته بوده؟یعنی میخواسته جاریم راحت تر باشه که شوهرم نباشه؟اخه واسه همه مهمونی ها مارو میگن‌.این دفعه هم خیلی تدارک دیده بودن

پیشرفت من تویی که میگذاری هر لحظه عاشق ترت شوم💖💑💖                                                                 
به نظرت اشتباهه که ناراحت باشم چرا از قبل به ما هم نگفته بودن بیایم؟اخه مادرشوهرم همیشه مارو میگه وا ...

نمیدونم عزیزدلم . شاید خواسته بار اول دوتایی دعوتشون کنه . بعد باز دفعه های بعد همگی رو دور هم جمع کنه .

سازمان هواشناسی طی بیانیه ای اعلام کرد : یه کم هوای همدیگه رو داشته باشین . 💞
دیگه کاریه که شده. خواستی خوبی کنی. مهم نیست... چون بچه کوچک داشتی موندنت عیبی نداشته. زن شیرده بودی ...

یعنی به نظرت باز پیش اومد نمونم؟نه من ک غذا دلم نمیکشه ولی حس بدی گرفتم از قبل به ما نگفته بودن.اصلا میگم دیگه وسط هفته قبول نکنم برم خونشون.اخه مگه سبکم

پیشرفت من تویی که میگذاری هر لحظه عاشق ترت شوم💖💑💖                                                                 
اشکال نداره اگه مادر شوهرت خوش رو هست،ولی در کل منم حس بدی بهم دست میده اینجور مواقع

 به نظرت دفعه بعد قبول نکنم؟حس بدی بود ک به ما نگفته بودن از قبل

پیشرفت من تویی که میگذاری هر لحظه عاشق ترت شوم💖💑💖                                                                 
به نظرت اشتباهه که ناراحت باشم چرا از قبل به ما هم نگفته بودن بیایم؟اخه مادرشوهرم همیشه مارو میگه وا ...

عزیزم جاری شما توی دوران عقده و یه جورایی عضو جدیده ومهمون به حساب نمیاد دلیلی نیست که مادر شوهرت شمارو بگه.اصلا به دل نگیر.من الان خواهرم عقده شوهرش شاید هفته ای دو سه  بیاد اونجا ولی مامانم مارو که دعوت نمیکنه.پس عزیزم به دل نگیر .این جور که گفتی مادر شوهر خوبی داری

 به نظرت دفعه بعد قبول نکنم؟حس بدی بود ک به ما نگفته بودن از قبل

ن بابا پیگیر نباش ناراحتی پیش میاد،اینو‌از منی بشنو ک ی مادر شوهر روانی دارم زندگی رو‌برام تیره و تار کرده ارزوم این بود مادرشوهرم خوب بود اخلاقش مثل دو تا دوست بودیم ،شما هم این چیزای پیش افتاده رو بزرگ نکن بی خیال باش

به نظرت چرا از قبل به ما هم نگفته بوده؟یعنی میخواسته جاریم راحت تر باشه که شوهرم نباشه؟اخه واسه همه ...

خانواده جاریتم بودن یا تنها جاریت؟

لطفا برای حاجتم یه صلوات بفرست دلم شکسته

خانواده جاریتم بودن یا تنها جاریت؟

نه جمعه قراره اونا رو بگه.به نظرت بریم؟انقد ناراحتم ک دلم میخواد یه بهونه بیارم نرم.میدونی دلم از یه جای دیگم پره.جلسه اول مادرشوهرم اینا ۴تایی همراه خواهرشوهرم رفتن خونه جاریم خواستگاری خب معلومه ک لازم نبوده ما بریم.بعدش خانواده عروس گفتن دوتایی با هم برن کافی شاپ دختر و پسر مادرشوهرم گفت یه بارم با هم بیاین خونه ما بیشتر اشنا بشیم.مادرشوهرم به مام گفت بریم‌.جلسه اول خواهر جاریم تو جمع نبوده چون سنش ب برادرشوهرم میخوره.بعد ک ما هم قبول کرده بودیم بریم پدرشوهرم گفت اونا یه نظم خاصی دارن و دخترشون تو جمع نبوده شماهم نیاین بهتره چون ممکنه بچه ها اذیت کنن.من خیلی ناراحت شدم دلم میخواد این بار نرم

پیشرفت من تویی که میگذاری هر لحظه عاشق ترت شوم💖💑💖                                                                 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز