نای نوشتن کامل از بدبختی هام ندارم
فقط اینو بدونید که امسال دومین سالیه که پشت میمونم سالای قبل نخوندم اما الان سرم به سنگ خورده و دارم توی انباری کوچیک درس میخونم با هزار تا مشکل و خانواده ای شکاک که هرروز ازشون فحش میشنوم و سرکوفت پشت کنکور موندنم رو ، وحتی رنگ بیرون رفتنم نمیبینم، تقریبا شبی نیست که با اشک سر روی بالشت نذارم
هرروزم هفت ورق دارو میخورم تا میگرنم آروم شه چون میگرن مزمن دارم و هرماه باید برم دکتر
این خلاصه زندگی منه
الان بعد بحث با خانوادم اومدن این تاپیکو زدم با چشمای گریون
برام دعا کنید لطفاً 😭دعا کنید خدا نتیجه زحماتمو بده و به هدفم داروسازی برسم😭به خداوندی همون خدا خیلی خستم😭