بچه ها معلم تاریخ من یه دختر خیلی جدیه و از شانس گوهم عاشقشم شدم🤦🏻♀️🤦🏻♀️(به همجنسم گرایش دارم کلا)
اصلا حسم الکی نیس خیلی شدیدهه در حدی که نگام میکنه من تا مرز سکته میرم حالا بگذریم این روز اول گفته بود هرکی ۳ تا از امتحاناشو زیر ۵ بشه باید اولیاش بیاد بعد من دوتای اولو خراب کردم چون جفتش قبلش مریض بودم ... ولی بعد اون حتی امتحانم نداشتنی من هرجلسه تاریخ میخوندم بعد همین شنبه سومین امتحان بود من مث چی روز قبلش خونده بودم بعد موقع امتحان
من با دوستم هعی میگفتم که وای چشای خانوم سگ دارهه فلان...😂🙂همش درباره اون حرف میزدیم اینم فک میکرد داریم میرسونیم بهم بعد نزدیک چندقه زل زده بود به من (منم اینطوریم که کسی که دوسش داشته باشم بهم نگا کنه هُل میشه کارای احمقانه میکنم)بعد من هعی چون هل شده بودم حواسم نبود پای دوستم له کردم بعد خندم اومد اصلا نتونستم جلوشو بگیرم🤦🏻♀️🤦🏻♀️🤦🏻♀️😭😭اونم بهم از یه طرف زل زده بوددد بعدش من اتفاقی یه کاری کردم دوستم یاد قبلا افتاد گفت عه یادتهه...فک کرد داریم بازم تقلب میکنیم...یه لحظه رفت اونور همینجوری که به ما نگا میکرد برگه یکیو بگیره من به دوستم گفتم سوزنش رو من گیر کرده..اومد برگه جفتمونو گرفت برد با اینکه من همشو بلد بودممم رفت اونور گفت هعی من تذکر میدم........این بی احترامی به منههه.. من چیزی اصلا نتونستم بهش بگم که ما اصلا تقلب اینا نکردیمم...بعد فردا دباره باهاش جلسه داریم بنظرتون چی بگم بهششش؟بیخودی برگمو گرفت خب خانوادم خیلی سخت گیرننن (میشه فقط به گرایشم توهین نکنین یا مسخرم نکنین فقط ممنون میشه به سوالم جواب بدین)❤:)