دختر خودشم هر مراسم یه سالن میرفت تا ببینه کدوم خوبه و خیلی عوض میشه سر عروسیش بره اونجا. بالاخره یکیشو پیدا کرد و هفته پیش ۱۲ تومن واسه شنبون و ارایش داد و انصافا خوشگل شد. منم ارایشگاه رفته بودم باز نه جای گرون. ۸۰۰ دادم ولی وااااقعا دستش درد نکنه خوشگل شدم.
باز همه میگفتن چقدر قشنگ شدی. یعنی حتی طرف داماد هم همه میگفتن کجا رفتی چقدر قشنگ شدی. به عروسم میگفتنا ولی خب اون عروس بود معلومه که باید عالی میشد. بعد هربار مادرشوهرم با حرص نگام میکرد
الان دو روز پیش خواهرم پیش من بود مادرشوهرمم اومد. خواهرم میگفت عروس چقدر قشنگ شده بود ماشالا. الهی همیشه خوشبخت بشه. عروسک شده بود. مادرشوهرمم میگفت همه میگن. البته که باید عروسک میشد. خیلیا چشم دیدن خوشگلی دخترمو ندارن و چپ چپ نگام میکرد. میگفت عروسی شب عروسه، عروس باید خوشگل باشه فقط عروس باید به چشم بیاد و... خواهرم هم هی نگام میکرد و ابروهاشو بالا میداد که هیچی نگو.منم هیچی نگفتم
به خدا من لباسم بنفش بود. نه تور داشتم نه تاج نه چیز هاصی که بگه نمیخواسته عروس به چشم بیاد.
بماند که عروسی من مادرشوهرم پیرهن سفید پوشید. به خدا راست میگم. میگفت تم عروسی رو رعایت کردم و ارزو داشتیم