چه میدونید از صبح تا شب باهام جنگ و دعوا و درگیری دارن،کتکم میزنن،متلک بهم میندازن،دیگه خسته شدم یا شماره فراجا یا جایی که اینا رو بندازن تو گونی ببرن بهم بدید یا یه طلسم نویس که رایگان طلسم بگیره،آدم از غریبه انتظار داره ظالم باشه ولی نه خانواده نداشته،صبر و تحمل و طاقت ندارم،مگه من حضرت ایوبم یا زینب،آسایش و آرامش ندارم،امنیت جانی ندارم،تهدیدم میکنن،میگن خودتو بکش،یا دست و پاتو میبندیم،یه حرفایی میزنن پدر و مادر بچه خودشو بکشه هیچ کاریش ندارن،قرص برنج و سم روغنی